مجله بیش فعالی ایران

278

DIVA Test (Ver.5)

لطفا ایمیل خود را وارد کنید تا یک نسخه از جواب تست برای شما ارسال شود

نام شما
Email
قرارها یا سایر تعهدات مهم را فراموش می کنم
کلیدها، تلفن همراه و غیره را فراموش می کنم با خود ببرم
برای قرار ملاقات ها به یادآوری های مکرر نیاز ...
نوشتن یک لیست سفت و سخت برای اطمینان از فراموش نشدن چیزها
اکثر اوقات فراموش می کنم که به برنامه روزانه ام نگاه کنم
نادیده گرفتن محرک های خارجی برایم ...
محرک هایی مثل نور یا سر و صدا
اگر حواسم پرت شود، بازگشت برای ادامه آن کار برایم ...
صداها و محرک ها به سرعت حواسم را پرت می کنند
به راحتی با صحبت های دیگران حواسم پرت ...
مشکل در فیلتر کردن و یا انتخاب اطلاعات
صدای غدا خوردن دیگران ...
برنامه ریزی با کامپیوتر را به کاغذ ترجیح میدهم
من کیف پول یا کلیدهایم را زیاد گم میکنم
... چیزها را جا میگذارم
وسایل مهم مربوط به شغلم را ...
زمان زیادی را برای پیدا کردن وسایلم از دست می دهم
اگر دیگران وسایلم را جابجا کنند، دچار وحشت می شم
Panic
معمولا چیزها را در مکان نامناسب میگذارم
مثلا گذاشتن کلید روی مبل به جای "جا کلیدی"
اول از همه ساده ترین یا کارهای جالب را انجام میدهم
هنگام انجام چند کار
اغلب کارهای خسته کننده یا دشوار را ...
من بخاطر به تعویق انداختن کارها ...
از کارهای یکنواخت مانند کارهای اجرایی ...
مثلا مرتب کردن وسایل
مطالعه کردن را بخاطر حواس پرتی انجام نمیدهم
از کارهایی که نیاز به تمرکز زیاد دارند ، اجتناب میکنم
با آهنگ گوش دادن بهتر کار می کنم
من در برنامه ریزی فعالیت های زندگی روزمره ...
مثلا شب قبل برای فردا
خانه و یا محل کار من ...
من " ... " دیر میرسم
من قادر به استفاده مداوم از برنامه ...
برنامه و دستور العمل
من به دلیل برنامه ریزی انعطاف پذیر نیستم
( مثلا اگر ساعت 4 تا 5 کاری را برنامه ریزی کردید، اون ساعت نمی توانید کار دیگری بکنید)
کوری زمانی دارم
متوجه نشدن گذر زمان
من برنامه‌ریزی می‌کنم اما از آن پیروی نمی‌کنم
من به افراد دیگری برای ساختار دادن به زندگی ام نیاز دارم
لباس هایم را معمولا روی زمین می اندازم
من کارها را بیشتر با هم قاطی میکنم تا اینکه تمام کنم
مثلا به جای تمام کردن کار اول و رفتن سراغ کار بعدی
من در تکمیل وظایف پس از "تمام شدن تازگی آنها" مشکل دارم
کارها در شروع حس هیجان و تازگی دارند
من برای تکمیل کارها به یک محدودیت زمانی نیاز ...
مثلا سه هفته
من در تکمیل وظایف اجرایی ...
مثلا مرتب کردن فایل های گوشی
من به سختی دستورالعمل ها را از یک کاتالوگ دنبال می کنم
خواندن کاتالوگ ... برایم راحتتر است
من رویا پرداز ...
من مشکل تمرکز روی یک مکالمه را ...
پس از یک مکالمه، من یادم نمی آید که گفتگو در مورد چه بود.
من اغلب موضوع گفتگو را تغییر می دهم (گاهی سهوا)
سهوا : غیر عمدی
دیگران اکثرا می گویند که افکار من جای دیگری است
زیاد حرف بقیه را قطع میکنم
من نمی توانم برای مدت طولانی روی کاری تمرکز کنم
اگر آن کار مورد علاقه ام " نباشد"
افکارم به سرعت حواسم را ...
من تماشای یک فیلم را تا آخر دشوار می‌دانم
اگر فیلم مورد علاقه شما " نباشد "
من خواندن یک کتاب را تا آخر دشوار می‌دانم
اگر کتاب مورد علاقه شما " نباشد "
من زود از اکثر چیزها ...
موقع رویا پردازی باید با چیزی وَر بروم .
من با سرعت بالا کار می کنم ، بنابراین اشتباه می کنم
من به راحتی درگیر جزئیات ...
من برای تکمیل وظایف دقیق به زمان زیادی نیاز ...
انجام کارهای پر جزیات برای من ...
من به آرامی کار می کنم تا از اشتباه جلوگیری کنم
من اشتباهات زیادی از سر بی دقتی می کنم
من شب ها بهتر کار میکنم
زیاد به خانه برمی گردم تا چیزهای فراموش شده را بردارم
من رمز گوشیم را ...
دستورالعمل ها را با دقت نمی خوانم
موقع برنامه ریزی، کارهای زیادی را به صورت غیر واقعی می نویسم
مثلا 2 ساعت این کار ،5 ساعت آن کار. 3 ساعت کار دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.